تبلیغات
SMSIr2
Smsir2
SMSIr2
دفترم را ورق میزنم صفحه ای خالیست جا مانده ای شاید ...! 
نظر سنجی
چه چیزی در بلاگ بزارم





صفحات جانبی
لینک های مفید

دود سیگار با یه روح بیمار

عکس دونفره ی ما روی دیوار

دو سه روزه بیکار

توی خونه بیدار

اشکایی که میچکه روی گیتار !

همیشه می گویی ترک کن این سیگارهای لعنتی را

به تو قول می دهم که به زودی ترک کنم این خودِ لعنتی را !

                                                                                بقیه در ادامه مطلب


ساکت و خیره به عکست

بوی سوختنی می آید !

به خودم می آیم ، لعنتـــــــــــــی

آخرین سیگار هم ته گرفت !

یادش بخیر که گشتم با تو شبی هم آغوش

زنگ صدای قلبت قرنیست مانده در گوش

اکنون من و سراب و سیگار نیمه خاموش

حرفی دگر نمانده ، یادم تو را فراموش

خاموش شدی در من

درست مثل سیگاری نیمه که پرت کرده باشند میان جوی !

این سیگار که در دست من است

می سوزد و صدایش در نمی آید

درست مثل خود من در دست خاطرات تو !

سیگار را باهیچ چیز عوض نمی کنم

برگرد ، ثابت کن دروغ میگویم !

سیگار بهانه‌ است

درد میکشم !

دنیا عجیب است

آدمها رنگارنگ ، دود سیگارها یکرنگ !

سیگارهای تلخ مرا به خوابهای شیرین بردند

کاش می توانستم خوابهایم را به تصویر بکشم !

دلم سیگار می خواهد ولی نه برای کشیدن

برای داغ کردن دستی که خوبی میکند !

از وقتی رفته ای ، در خانه هرج و مرج شده

سیگارهایم به گلدان های مظلوم شمعدانی زور میگویند !

وای از روزی که شریک خاطره هایت یک شماره خاموش باشد

و یک سیگار روشن !

ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻫﺎﯾﻢ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ

ﺩﺭﺩ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻥ ﺍﺯﻫﻢ ؛ ﻧﺦ ﺑﻪ ﻧﺦ !

شعرهایم مثل خاکستر سیگار می سوزند

تا تو را بسازند !

قهوه ى درون فنجانم فردا را نشانم میدهد

خطوط زیر چشمم دیروز را

و حلقه هاى سیگارم رویایى ترین لحظات امروزم را …

ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺑﮑﺶ ﺗﺎ ﺳﺘﺎره اﯼ ﺑﻪ ﺷﺐ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﻨﯿﻢ

ﻭ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ !

دیروز دست هایش میان دست هایم بود

امروز عکسش و فردا سیگار !

نمیدانم من بازیچه دست سیگارم یا او بازیچه دست من

مهم نیست چون این بازی برنده ندارد چون هر دو میبازیم عمر را …

ﻣﻦ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻭ ﺳﯿﮕﺎﺭ

ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﻪ ﺍﺻﺮﺍﺭ

ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺭﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﺍﺟﺒﺎﺭ

ﻣﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ

ﻣﻦ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻭ ﺳﯿﮕﺎﺭ

کاش روزهای زندگیم کوتاه بود

به تعداد نخهای یک پاکت سیگار

کم است میدانم اما با عشق تو دود میشدند و بر باد می رفتند !

و ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻣﺜﻞ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ

ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽ ﺑﺮﻓﯽ ، ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﮐﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ !

و مرگ مُردن نیست و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست

من مردگان بیشماری را دیده ام که راه میرفتند

حرف میزدند ، سیگار میکشیدند !

بعضیا تو زندگیه آدم هستن که هرچقدر اذیتت کنن

هرچقدر ناراحتت کنن باز آدم یادش میره

و دلت واسشون تنگ میشه و حتی سیگارم نمیتونه جاشونو پر کنه !

خیلی حالش خراب بود

از زمین و زمان بریده بود

مدام سیگار میکشید

رفتم تو زندگیش

خیلی طول نکشید که حالش خوب شد

تشکر کرد و رفت تو زندگی یکی دیگه !

حالا من سالهاست که مدام سیگار میکشم !


[ سه شنبه 10 تیر 1393 ] [ 11:09 ق.ظ ] [ محمد فاضلی جاه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


سلام ممنون که بلاگ SMSir2 سر زدین امیدوارم لحظات خوشی رو در این بلاگ سپری کنین

موضوعات
لینک های مفید
div>
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • smsir2.mihanblog.com | smsir2.mihanblog.com | smsir2.mihanblog.com