تبلیغات
SMSIr2
Smsir2
SMSIr2
دفترم را ورق میزنم صفحه ای خالیست جا مانده ای شاید ...! 
نظر سنجی
چه چیزی در بلاگ بزارم





صفحات جانبی
لینک های مفید
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﺪﻝ ﺑﺎﻻﺷﻮ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﻭﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ
ﺧﺮﯾﺪﻩ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﯼ ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻋﺎﺍﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ
ﺑﻮﺩﻡ!!! :


.
.
.

با بچه های فامیل دور مادر بزرگم جمع شده بودیم مادربزرگ داشت از قدیما میگفت، همینطوری که تعریف میکرد یه دفه زل زد تو چشم یکی از نوه هاش و پرسید: عزیزم مگه عقد کردین؟؟ با تعجب جواب داد نه!! روشو برگردوند و اخمی کرد و زیر لب گفت: یاد اون زمون بخیر تا کسی خونه شوهر نمیرفت نه ابرو بر میداشت نه سرخاب سفیداب میکرد!! سریع رفتم نشستم کنار همون کسی که  ازش سوال کرده بود،،توی گوشش گفتم: تا  نفهمیده پسری بلند شو برو بیرون!!!

.
.
.

یه بار با یکی از دوستام رفتیم تولد دوس دخترش ، خیلی با کلاس بودن

از اون خر مایه ها بودن 

بابا دختره همینجور تراول پنجایی می ریخت رو سر دخترش 

هیشکی به تراولا نگا نمی کرد فقط می زدن می رقصیدن 

منو دوستمم پامونو می ذاشتیم رو تراولا انقد فشار می دادیم

تا کف پامون عرق می کرد تراول می چسبید به پامون می رفتیم دسشویی می ذاشتیم جیبمون :||

اونجوری نگا نکنید پول لازم بودیم :|

یاد یکی از عروسی هامون افتاده بودم ک داییم یه بسته 100 تومانی پاچید رو سر عروس 

4 نفر دستشون شکست 2 نفر سرشون بابا بزرگم انگشت دستش شکست :||

5 نفر رفتن تو کما 

فاصله طبقاتی بیداد می کنه :)))))))))

[ شنبه 14 تیر 1393 ] [ 10:33 ق.ظ ] [ محمد فاضلی جاه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


سلام ممنون که بلاگ SMSir2 سر زدین امیدوارم لحظات خوشی رو در این بلاگ سپری کنین

موضوعات
لینک های مفید
div>
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • smsir2.mihanblog.com | smsir2.mihanblog.com | smsir2.mihanblog.com